جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
811
تحفة الملوك ( فارسى )
حكمين عادل و ثقه و حرّ و معتبر باشند . و اگر آن دو حكم در رأى خود اختلاف نمايند و توافق نكنند پس دو حكم ديگر را نصب بايد نمود تا آنكه متفق گردند . و اگر نشوز زن به موعظه و به هجر و به زدن مرتفع نگردد ، پس بايد كه مرد او را طلاق بگويد و خود را از مجاورت سبع و افعى و جهنم نجات دهد و الا به هلاكت در دين منجر مىشود . و حكماى عرب گفتهاند كه از پنج زن حذر بايد نمود و هيچيك از آنها را نگاه نبايد داشت : « حنّانه و منّانه و انّانه و كية القفا و خضراء الدّمن » « 1 » . حنّانه آن زنى است كه پيوسته عطوفت و مهربانى مىنمايد به مال شوهر بر اولادى كه از شوهر ديگر داشته است . و منّانه آن زن مالدارى است كه به واسطهء مال خود بر شوهر منت مىگذارد . و انّانه زنى است كه هميشه ياد شوهر سابق خود را كند و بر او انين و ناله نمايد . و كية القفا ، كه به معناى داغ نهادن بر پشت است ، زنى است كه غيرعفيفه است و به اين سبب شوهر او از هر مجلس كه برمىخيزد و غايب مىشود اهل مجلس به واسطهء ذكر آن زن ، داغى بر قفاى آن مرد مىگذارند . و خضراء الدّمن ، كه به معناى سبزهاى است كه بر مزابل و محلهاى كثيف روييده است ، زنى است كه جمال دارد و بداصل است . بارى زن بد را بايد طلاق داد و رها نمود تا آنكه اينكس به تحمل بلاى دنيا يا به معصيت خداوند و عقوبت آخرت مبتلا نشود . و بههمين سبب است كه خداوند طلاق را به اختيار و به دست مرد واگذارده است نه زن . و اگر به سبب بعضى از جهات ، متعذر از طلاق دادن باشد و بدون رضاى زن نتواند كه او را طلاق گويد ، پس بايد كه به بذل نمودن مال و نشوز و بدخويى و به كار بردن انواع لطايف و حيل و حكمتها و در آخر الامر به اختيار نمودن سفر دور و او را واگذاردن تا آنكه رضا به طلاق دادن بشود ، از او احتراز نمود و خود را مستخلص ساخت و به هلاكت دارين خود را مبتلا نگردانيد . اى عزيزان الحذر از يار بد * يار بد بدتر بود از مار بد مار بد تنها تو را بر جان زند * يار بد بر جان و بر ايمان زند « 2 »
--> ( 1 ) . عوالي اللئالى ، ج 1 ، ص 259 ، ح 35 از قول پيغمبر آورده ، ولى در احياء علوم ، ج 2 ، ص 38 و محجة البيضاء ، ج 3 ، ص 85 ، شش قسم زن ذكر كردهاند و از قول بعض العرب آورده است . ( 2 ) . ر . ك : حاشيه جامع المقدمات ، قسمت آداب المتعلمين ، ص 188 .